السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
45
جواهر البلاغة ( فارسى )
طبع فريد در لطافت بسان نسيم است ، دست او در بخشش شبيه درياست ، سخن او در زيبايى چونان مرواريد است ، و واژههايش در شيرينى مثل عسل است . « 1 » توضيح : در اين چند مثال « رقة » ، « جودا » ، « حسنا » وجهشبه است ؛ ليكن در مثال آخر « حلاوة » يعنى شيرينى ملزوم وجهشبه است نه خود وجهشبه . لازمهء شيرينى ميل طبع انسان است . و همان « لازم » يعنى ميل طبع وجهشبه است ، و هم در الفاظ زيبا وجود دارد و هم در عسل ، يعنى طبع انسان به هردو گرايش دارد . و مانند سخن ابن رومى : شبيه البدر حسنا و ضياء و منالا و شبيه الغصن لينا و قواما و اعتدالا . در زيبايى ، تابش و موقعيت چون ماه است ؛ و در نرمى ، پايدارى و اعتدال شبيه شاخه . [ در اين شعر حسنا ، ضياء ، منالا ، لينا ، قواما و اعتدالا همه وجهشبه است ] . 4 - و مجمل و هو ما لا يذكر فيه وجه الشبه و لا ما يستلزمه نحو : النحو فى الكلام كالملح فى الطعام فوجه الشبه هو الاصلاح فى كلّ . 4 - و تشبيه مجمل و آن تشبيهى است كه وجهشبه يا ملزومش در آن ذكر نمىشود ؛ مثل : نحو در سخن مانند نمك در غذاست . در اين مثال وجهشبه « اصلاح » در هريك از نحو و نمك است . [ يعنى نحو سخن را و نمك غذا را اصلاح مىكند و اين « اصلاح » در كلام ذكر نشده است ] . توضيح : « و لا ما يستلزمه » : و نه آنچه وجهشبه لازمهء آن است ، يعنى ملزوم وجهشبه . خلاصه : تشبيه مجمل آن است كه نه وجهشبه در آن ذكر شود و نه ملزوم آن . تشبيه مجمل در فارسى مانند اين شعر فانى زنورى : دل من است به دست تو شوخ خونخوارى « 2 » چه صعوهاى كه گرفتار چنگ شاهين است و مانند سخن او : إنّما الدّنيا كبيت * نسجه من عنكبوت همانا دنيا چونان خانهاى است كه بافتش از عنكبوت است . در اين مثال وجهشبه سستى و بىبنيادى است كه در كلام ذكر نشده است . و اعلم أنّ وجه الشبه المجمل إمّا أن يكون خفيّا و إمّا أن يكون ظاهرا و منه م
--> ( 1 ) - و تشبيه مفصّل در فارسى مانند اين شعر حافظ : به جلوهء گل سورى نگاه مىكردم * كه بود در شب تيره به روشنى چو چراغ ( 2 ) - پرندهاى است مثل گنجشك و سينهاى سرخفام دارد .